یادداشت ها

یک سوزن به خودمان؛

ندای کهگیلویه و بویر احمد

یک سوزن به خودمان؛

لطف مکرر،حق مسلم میگردد پس به اندازه لطف کنید..

درفصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اصل پنجاه و ششم آمده است:" حاکمیت‏ مطلق‏ بر جهان‏ و انسان‏ از آن‏ خداست‏ و هم‏ او،انسان‏ را بر سرنوشت‏ اجتماعی‏ خویش‏ حاکم‏ ساخته‏ است‏. هیچکس‏ نمی‏ تواند این‏ حق‏ الهی‏ را از انسان‏ سلب‏ کند یا در خدمت‏ منافع فرد یا گروهی‏ خاص‏ قرار دهد و ملت‏ این‏ حق‏ خداداد را از طرقی‏ که‏ در اصول‏ بعد می‏ آید اعمال‏ می‏ کند."

طبیعتا اعمال حاکمیت از سوی مردم نیاز به ابزاری دارد و بنابراین در اصول بعدی قانون اساسی بلافاصله به نقش قوه ی مقننه و سایر قوای سه گانه پرداخته شده است. این یعنی نمایندگان مجلس و سایر مسولان قوای سه گانه ابزار مردم برای اعمال حق الهی حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش هستند وحق هم ندارند عنوان اعطایی از سوی ملت را در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهند.

فرقی هم ندارد کسی نماینده، استاندار، فرماندار، شهردار، عضو شورای شهر و ... باشد. مهم این است که همه ی این عناوین صرفا و صرفا برای خدمت به مردم در قانون اساسی دیده شده است. هر چند به نظر می رسد طی سالیان اخیر، خدمت گزاری به مردم که یک وظیفه است، تبدیل به یک شعار شده و افراد پس از کسب قدرت، با مردم مانند رعایای خود برخورد می کنند و بعضا خود را رئیس و کدخدای شهر و استان خود می دانند.

اما آیا مقصر مسولان هستند که پس از انتخاب و انتصاب جایگاه خدمت گزاری را با جایگاه کدخدایی وریاست عوض می کنند؟ یا مقصر فرهنگ عامه ی مردم است که بلافاصله پس از انتخاب و انتصاب مسولان، چنان نسبت به آنان کرنش می کنند که اگر خدای نکرده مسولی ظرفیت لازم را به لحاظ شخصیت نداشته باشد، فورا دچار توهم می شود و گمان می برد که از این به بعد مالک مال و جان و ناموس مردم است،در حالی که قرار بوده فرد نگهبان مال و جان و ناموس مردم باشد .

تعارف را کنار بگذاریم. وقتی کسی به پستی نرسیده، جواب تلفنش را هم حاضر نیستیم بدهیم و وقتی به پست و مقام رسید هر شب منزلمان دعوت می کنیم و چنان کباب برگ و ماهیچه و ته چین و .... جلویش می گذاریم که یادش می رود و یادمان می رود نسبت ما با مسولان این طور بوده که ما ارباب رجوع هستیم، ما مردم ولی نعمتیم و مسولان نوکر و خدمت گزار مردم هستند.

  الآن شام و نهار و قربانی کردن گوسفند و ... برای افرادی مد شده است که وظیفه شان خدمت بی منت به مردم است. این چه کاری است که در شهرهای ما مد شده عضو شورا و نماینده و برخی مسولین دیگر هر شب و هر شب منزل یکی دعوتند و می خورند و می روند؟ اگر آنها نمی دانند نباید خودشان را منزل مردم بیندازند، ما که می دانیم نباید حتی یک قاشق غذای مفت به کسی بدهیم.

وقتی صحبت از انقلابی بودن می کنیم یعنی همین. یعنی احیای گفتمان انقلاب اسلامی . گفتمانی که در ابتدای انقلاب در روابط مردم و مسولان و در بیانات امامین انقلاب همواره مورد تاکید بوده است.

انقلابی بودن یعنی همان جمله ای که حضرت امام(ر،ه) می فرمایند به من خدمت گزار بگویید بهتر است تا رهبر بگویید. وقتی امام با آن همه عظمت و جایگاه بزرگ معنوی و سیاسی چنین می گوید می خواهد به همه ی مسولان بفهماند که چه جایگاهی نسبت به مردم دارند.

امروز انقلابی بودن ما مردم یعنی بازسازی و اصلاح روابطمان با خدمت گزارانمان. اگر ما برای خود احترام قائل شویم و خودمان را ارباب ببینیم، کسی با ما رفتار ارباب گونه نمی کند و گرنه این دور باطل ادامه می یابد.

یاسر هادیپور

لینک کوتاه : http://n-kb.ir/Kq93Z
نویسنده :یاسر هادی پور

دیدگاه خود را بیان کنید


نظرات 1

یک ماه قبل عماد

عالی و دقیق .قلمت روان باد همیشه


اخبار سراسری