بین الملل

سیر تاریخی نوروز و جشنهای ایران (دیدگاه تاریخی)

علی سینا برقک

سیر تاریخی نوروز و جشنهای ایران  (دیدگاه تاریخی)

نوروز زنده کردن مردمان و آغاز زیبایی های طبیعت است، چون قبل از بهار زمستان می باشد

به نام خدایی که ایران را دل عالم قرار داد
مقدمه:
لازم است ابتدا ایران را از دیدوگاه اهل علم بشناسیم نظامی گنجوی در هفت پیکر در باره ایران آورده است:

 


همه عالم تن است و ایران دل 
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
 دل ز تن به بود یقین باشد
أن ولایت که مهتران دارند
 بهترین جای را بهترین دارند

ایرانشاه بن ابی الخیر در بهمن نامه نیر چنین آورده است:
هر آنچه آفریدست بر آدمی
 ز پاکی و خوبی و از خرم
در ایرانیان است یکسر پدید 
چو ایران، جهان آفرین نافرید
حمید مختار زاده خطاب به یاوه گویان خود خواهی که اعمال خویش را مصداق خوبی می دانند آورده است:


باران که شدی مپرس این خانه ز کیست

سقف و حرم و مسجد و میخانه یکیست


باران که شدی پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

 باران ! تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بافتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
این بی خردان، خویش خدا می دانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی درکش نکنی، کعبه و بتخانه یکیست

معنی واژه جشن: واژه جشن از کلمه اوستایی یسنه  Ysnaآمده و این کلمه از ریشه یز اوستایی است.

در سانسکریت َ یج مشتق شده که معنی ستایش کردن میدهد، بنا براین واژه جشن به معنی ستایش و پرستش است. در یسنا نیز همان معنی ستایش را میدهد و کلمە جشن از همین ریشه و در بین زرتشتیان متداول است و به طور کلی به مراسم عید و ایام خوش و ِ سرور اطلاق میکنند در حالیکه مراسم مذهبی
و سرودن اوستا در آن ایام را جشن میخواندند مثل ّ می گویند در فلان جا مراسم جشن خوانی بر پاست یا در فلان محل جشن میخوانند.

مانند زمان حاضر که می گویند در فلان محل دعا است یا در فلان محل مراسم دعا است و جشن از هر نوئی و عزا و مداحی و حتی کنسرت همین گونه معرفی می شود.
بعضی معتقدند: واژه جشن که به معنی پرستش و ستایش می باشد در ابتدا به قسمت اول جشن یعنی پرستش اهورا و دعای شهریار دادگر اطلاق می شده ولی به تدریج کلیە مراسم سرور و شادی به آن نامیده شده است.
نوروز به یاد اهمیت، دیدن، زیبایی های نو، تازه، جشن و تفریح در روزهای نخستین بهار و خانه تکانی است .

نوروز زنده کردن مردمان و آغاز زیبایی های طبیعت است، چون قبل از بهار زمستان می باشد که اکثرا دارای آب و هوایی برفی، بارانی و سرد بوده و با خاتمه یافتن آن نوروز می رسد.
بعضی نوروز و جشنهای جنبی آن را صد در صد ایرانی می دانند گر چه بعضی از این جشنها مراسم و ویژگیها و مناسبات خاص خود دارند مثل چهار شنبه سوری که به خاطر اهمیت آتش می باشد .

نکته جالب نوروز، یلدا و باقی سنتها این است که شاید به صورت گروهی مثل ّ در جمع آدمهای یک محله و شهر برگزار نشود . اما در واقع حرکتی همگانی و ملی است.
تشابه با جشنهای دیگر، آشور شناسان زگموک را با سکیا یکی می دانند که جشنی بابلی – ایرانی است و بروسوس و استرابو از آن یاد کرده اند. گرچه سکیا در تابستان و پائیز بود اما اینکه جشنی جای خود را در سال عوض کند نادر نیست.

سکیا شباهتهایی با جشن یونانی کرونیا و ساتورنالهای رومی دارد. گرچه این دو بومی آنها بوده و ربطی به شرق ندارند. زگموک بابلی که می تواند همان یوگای ایلامی ایرانی باشد باجشن پوریم یهودیان تداوم یافته است. چهار چوب ایرانی افسانه ِاشتر این حدس را بوجود می آورد که این جشن از طریق ایرانیان به یهودیان رسیده است. گرچه استر آنگونه می نماید که تحت نفوذ اسطورە بابلی ایشتار و تموز بوده است و تموز همان آدونیس (آتیس  در آسیای مقدم و یونان می باشد)
نوروز نشانی از آداب و سنتهای فرهنگ و تمدنهای ملل مختلف را نشان می دهد . مثل عید ادیان قدیم یهودیت »پوریم« مسیحیت »عید پاک « و اسلام مبعث، غدیر، فطر و غیره، گر چه در بعضی از ادیان جایگاه ویژه سوگواری و شادی مشخص نیست و در هم ادغام شده اند تا جایی که سالی شیون و
سوگواری است و سالی دیگر شادی می باشد و این سیر تسلسلی همیشه در حال تکرار است اما در تمدنهای قدیمی ثابت و غیر قابل انتقال به ماه و یا روزی دیگر است.
ماندگاری عید نوروز در ایران و حتی متأثر از آن در جهان ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی دارد که باعث ماندگاری عید نوروز در ایران و فرهنگ ایرانی دارد و باعث باقی ماندن آن شده است. یکی از این ویژه گیها گستردن خوان نوروزی است که مشهور ترین آن سفرە هفت سین (شیم) در دورە اسلامی است که دراصل هفت چین بوده که به دلیل نداشتن حرف چ در عربی به س تبدیل شده است آنچنانکه همه جا اعراب حرف چ را س تلفظ می کنند. در صورتی که چین گرفته شده از هفت غذایی بود که روی خوان می چیدند.


جشنهای ایرانیان : کلیە جشن های ایرانیان به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتنداز 1جشنهای ماهیانه  

2جشنهای سالیانه  

3جشنهای متفرقه می یاشند.
پدران ما ایرانیان در علم نجوم پیشرفت بسزایی داشته و سال آنها بر اساس گردش زمین به دور خورشید و  365 روز و شش ساعت و اول اعتدال بهاری شروع سال با طبیعت بود. و سال را به دوازده ماه سی
روزه تقسیم کرده بودند و پنج روز اضافه که به پنجە دزدیده یا خمسه مسترقه نام داشت بعد از هر شش سال یک ماه اضافه می کردند یا گاهی فروردین یا اردیبهشت را دو ماه حساب می کردند و همە روزهای یک ماه نامی داشتند.


جشنهای ماهیانه عبارتند از:

فروردین گان که روز نوزدهم فروردین بنام روز فروردین و در ماه فروردین برگزار می شد .

اردیبهشت گان: که در روز سوم اردیبهشت بنام اردیبهشت و در ماه اردیبهشت انجام می
گرفت .

خوردادگان که در روز خورداد از ماه خورداد ششم خورداد بود، تیرگان در روز تیر دهم تیرماه،
جشن امردادگان هفتم روز ماه مرداد که بنام امرداد بود، شهریور گان که روز چهارم ماه شهریور و به همین نام بود، جشن مهرگان در ماه مهر و روز مهر همین ماه، آبانگان که در روز دهم آبان ماه آبان بود،
آذرگان که روز نهم ماه آذر و به همین نام بود، دی گان که چهار روز در ماه دی بر گزار می شد چون چهار روز به این نام بوده که عبارتند از :

اورم مزد یکم، دیبآذر هشتم، دیبمهر پانزدهم و دیبدین بیست سوم از ماه دیماه ولی جشن اورمزد و دیماه از سایرین بزرگتر بود . بهمنگان وهمن = اندیشه نیک در روز دوم
بهمن بود. اسفند گان که بنام اسپندارمزد و روز پنجم اسفند ماه و به معنی عقل و حلم بود.

اسفندار مزد فرشته پاسبان زمین است که حامی زنان درستکار و پارسا و شوهر دوست می باشد .

که در گذشته این ماه و این روز به روز عید زنان بود و مردان به زنان بخشش می نمودند. هنوز این رسم در اصفهان، ری و پهله باقی مانده و به فارسی مزد گیران نام دارد.
جشنهای سالیانه: این جشنها مربوط به فصول مختلف سال هستند و تعدادشان شش جشن است و به نام گاهنبار(گهنبار) معروفند.

چهرە ششم که بنام گهنبار پنجه معروف و واژه اوستائی آن همس فسمیدیم است و در پنج روز پنجه ور بر گزار می شود.


جشنهای متفرقه:

جشنهای متفرقه عبارتند از  ؛

1نوروز جمشیدی  

2روز زایش اشو زرتشت،

در این مقاله هدف فقط بررسی نوروز جمشیدی بعنوان یکی از جشنهای متفرقه می باشد که به شرح زیر بررسی می شود .

الف : اندیشە تجلیل نوروز از دیدگاه تاریخی ب : اندیشه تجلیل از نوروز از دیدگاه اسطوره
ای (افسانه ای) 
الف: از دیدگاه تاریخی این جشن جشنی مشترک ایلامی(انشانی) و میان رودانی است که اولین نماد تمدن بودند.

اگر از آُ تن، اتو پادشاهان خداگونە کیش، اروک و لگاش بگذریم و فقط به سلسلە اکد و سارگون بنیانگذار آن توجه داشته باشیم، این جشن بر اساس پیروزی وی بر لویی یاتان(لوی یاشان) گرفته می شد.
و به نام جشن زیگموگ نام داشت و در اردیبهشت ماه انجام می گرفت. اما بر اساس تاریخ ایلام (ایران) 
جشنی به نام توگاه مخصوص به خدای سیموت(شیموت) که نام هفتمین پادشاه ایلام سلسلە پلی اوانی است در نیمە ماه مه(اردیبهشت) بر گزار می شد که با زیگموگ اکدیان می تواند یکی باشند.

چرا که این پادشاه هم زمان با سارگون بوده است.
در برگزاری این جشن گاو نری را قربانی می کردند و در مراسمات مذهبی در معابد و بعضّا در حضور شاه و ملکه بر گزار می شد و گاو یا قوچ های اخته ای در مراسمی بنام گوشون قربانی می کردند و در رأس کاهنان بر جسته ترین کاهن (پاشیشو رابو) نیز حضور داشت و در اوایل مهرماه که در واقع ابتدای سال نیز
بود برگزار می شد.

بنا بر این نوروز باز مانده ای از اعیاد و جشنها و قربانیهای مذهبی میان رودان و ایلام برای خدایان بود که در دوران قبل از سلسلە اکد حتی مردم به دلخواه فرزندان خود را در معابد و با حضور کاهنان و پادشاهان خداگونە میان رودان قربانی می کردند تا اینکه شخصی بنام اورکاگینا که وی را در تاریخ به عنوان اولین اصلاح طلب می شناسند در دوره پادشاهی خویش آن را ممنوع کرده بجایش
قوچ را قربانی می کردند گرچه بعد از او به روش قبلی بر گشتند.
این قربانی همانند فستیوال قربانی کردن مخصوص الهە نگهبان در شوش پایتخت ایلام بود که دارای حریم مقدس مربوط به خدایان مختلف از جمله ناهونته (خورشید) که در اصل ناهونده یعنی خالق روزی بود و برای الهه های پی نی گیر یا عشتر(آستارته) سین خدای ماه، کی ری ریشا و حتی الهە پارتی انجام
می گرفت.

این جشن حتی برای الهە نگهبان الهە بومی شوش که معبد اینشوشیناک (خدای شوش) معبد برجستە آن معابد بودند بر گزار می شد.
اگر چه ابتدای این جشن در اوایل پائیز که در واقع آغاز سال بود برگزار می گردید که شاید جشن مهرگان یادگار (بازماندە) آن باشد اما سرور و شادی آن به نوروز انتقال یافته و استمرار پیدا کرد اگر به معبد کورانگون در رستم توجه داشته باشیم و بپذیریم که این معبد مربوط به الهه های پی نی گیر یا کی ری
ریشای ایلامی بوده که پادشاه وقت کوتیک این شوشیناک آخرین پادشاه پلی اوانی ساخته است.
شخصیتی که پادشاهی و سلسله وی با وحدت دو پادشاه سلسله های اور سوم و لگاش از بین رفته است که در این صورت جمشید در تاریخ به روایت ملی جای وی را گرفته و دو پادشاه میان رودانی ضحاک معروف در تاریخ به روایت ملی ایران می باشند.

بنا براین این جشن شاید جشنی بوده که کوتیک این شوشیناک در اوج قدرتش بخاطر پیروزی بر جانشینان سارگن در ایلام (انشان) برگزار می کرد و حتی جشن نوروز سلسلە هخامنشی در تخت جمشید ریشه در همان داشته است.

بنا بر این نوروز جشنی است باریشه ای قدیمی در تمدنها و سلسله های پلی اوانی و شش سلسلە قدیم، میانه و جدید بعد از پلی اوانی و حتی هخامنشی، ماد، اشکانی و ساسانی دارد که تا به امروز ادامه داشته و حتی چون میان رودان (ضحاکی)، اسکندر، اعراب، مغولان تنگری، تاتارها، خرسها و اژدرهای روسی و چینی نتوانستند و
نمی توانند مانع آن شوند زیرا آنان که با سنتهای اصیل در افتادند ور افتادند. اگر چه کرونای چینی موقتّا مانع شده اما در خانه ها بر گزار شده است.
این جشن در سنگ نوشته های داریوش در بیستون و پائیز آغاز می شد و جشن معروف مهرگان( َ ب گباد) نام داشت که در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده است.

و به نام مهرگان و محبت به همنوعان در اول
برداشت محصول بود که با جشن نوروز فرق داشت اگر چه بعدّا شاید یکی شدند.
بر اثر برداشت اشتباه مارکوارت و کریستین سن که جشن نوروز را تحت عنوان تمدن آسیای مقدم و سرزمینهای مدیترانه ای دانسته اند که بر اثر پذیرش تقویم مصری سال به دوازده ماه و سی روزه و پنج روز اضافی (خمسه مسترقه) تقسیم و آغاز آن در اعتدال بهاری بود.

این سال یعنی سال اوستایی جدید، سال دین زرتشتی گشت و تا امروز در نزد پارسیان حفظ گردیده است . اما یک سال اوستای قدیم نیز وجود داشت و آن سال دهقانی است که شش گاهنبار با جشنهای اصلی بدان تعلق دارد و در تقویم پارسیان بر جای مانده است که این سال اوستایی در انقلب تابستانی آغاز می شد و بعضی می گفتند در اول دی بوده است و در دورە داریوش با اول َ دزو = دی آغاز می شد که ماه آفریدگار (ماه اورمزد) بود.
روز اول آن روز، اول سال در اعتدال بهاری به نام خرم روز جشن گرفته می شد و آغاز سال اوستایی قدیم روز اول سال در انقلاب تابستانی در میان مردم حفظ شده بود.
روز اول فروردین در سال با اول دی آغاز می گشت، سپس زمانی پیش از دورە ساسانیان یا در همان دوره با مصالحه ای میان تقویم دینی و تقویم عامه سال جدیدی پیدا شد که مانند سال عامه در اول فروردین آغاز می گشت و این تاریخ با اعتدال بهاری تطبیق داده شد، به طوریکه آغاز نجومی سال دینی، سنتی
حفظ گردید و این سالی است که پارسیان آن را تا به امروز حفظ کرده اند.

روز اول سال در اعتدال بهاری اول فروردین، عید نوروز است با این همه در دوران ساسانیان همچنان به برگزاری جشن خرم روز در اول دی (آخر دسامبر در تقویم جدید) ادامه می دادند.
ب : دیدگاه اسطوره ای، در اسطوره های ایرانی، بعضی کیومرث را پایه گذار نوروز می دانند اگر وی را بعنوان اولین مخلوق خدا(آدم) بدانیم و توجه داشته باشیم و بپذیریم که انسانها از نسل اویند و از عرق یا نطفە او دو گیاه ریواس نر و ماده بوجود آمد که همان ماری و ماریانا(مشی و مشیانه) می باشند چون گیاه ریواس یک گیاه بهاری است پس می توان او را پایه گذار نوروز دانست.

ب، طبری نوروز را مربوط به جمشید دانسته و زمان تاج گذاری او را نوروز می داند . اگر جمشید را اولین انسان بدانیم که بر اساس
اسطوره ها کیومرث جای او را گرفته است می توان او را پایه گذار نوروز دانست و از جهت دیگر جمشید را با توجه به نظر ایرانیان و طوفان جمشید همزمان با طوفان نوح میان رودان ، انو هند ، ویشون چین بدانیم و بپذیریم که او مردم نجات یافته را در شانزده وره (وره افشوهای شانزده گانه) ساکن کرد که می تواند در پایان فصل بارش و سرما و شروع فصل گرم (بهار) باشد پس او پایه گذار نوروز بوده و این جشن برابر با یکم فروردین ماه جشن روز سال خورشیدی ایرانیان و بر اساس اسطوره ها به پادشاهان اسطوره
ای از کیومرث تا کی خسرو نسبت داده می شود .

بنا براین جشن نوروز از بزرگترین جشنهای ملی ایران است که از روزگار بسیار دور برای ما به یادگار مانده است.

در روایات زرتشتی و بیشتر نویسندگان ایران و عرب بنیان آن را به جمشید پیشدادی نسبت می دهند و حتی امروز هم این جشن در بین عوام و منابع مکتوب بر پایه روایات ملی به نام نوروز جمشیدی معروف است و فردوسی در شاهنامه آورده است:
بزرگان به شادی بیاراستند می و رود و رامشگری خواستند.
سر سال نو هرمز و فرودین 
برآسوده از رنج تن دل ز کین
(سر سال نو هرمز و فرودین
 برآسوده از رنج روی زمین) 
بجمشید بر گوهر افشاندند
 مر آن روز را روز نو خواندند
چنین جشن فرخ از آن روزگار 
بمانده از آن خسروان یادگار
ابو ریحان در آثار الباقیه می نویسد: برخی از علمای ایران می گویند: سبب اینکه این روز را نوروز می نامند این است که چون جمشید به پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و چون این کار خیلی بزرگی به نظر آمد..

 

 

 

 

ادامه مطلب در مقاله بعدی ؛ 

لینک کوتاه : http://n-kb.ir/a5JNk

دیدگاه خود را بیان کنید


نظرات 0