یادداشت ها

تب فوتبال را داغ کنید

سید رحمت خادمی

تب فوتبال را داغ کنید

در فضای کری خوانی شدید و باسابقه ی سرخابی ها ، پیامدهای باخت یا حتی برد یکی از دو تیم پرهوادار پایتخت می تواند بسیار متاثرکننده باشد .

ندای کهگیلویه و بویراحمد؛

بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها فضای اجتماعی استان متاثراز مرگ جوان هم استانی ای است که شکست تیم محبوبش در فینال لیگ قهرمانان آسیا را نتوانست تحمل کند و متاسفانه جانش را بر سر هواداری اش داد.
قبل از هر چیز به خانواده ی مرحوم خورشیدیان این ضایعه ی دردناک را صمیمانه تسلیت عرض می کنم .

اما بعد

علت آنکه برای نگارنده تعجیل در نوشتن این یادداشت اهمییت دارد هم این خبر تلخ است و هم تاکید امام جمعه ی محترم شهر یاسوج بر الزام وجود یک باشگاه ورزشی فوتبال در مرکز استان .
یقینا خوانندگان خود از اهمییت این موضوع آگاهند اما برای آنکه منظورم را روشنتر گفته باشم به دلایل این الزام قطعی می پردازم.

**تقسیم هیجان** شاید اصطلاحی کمتر شنیده شده باشد اما نسخه ای است که معمولا داروی شفابخش موقعیت هایی است که ممکن است کثرت یا شدت  هیجانات را در دل خود داشته باشند.

روشنتر آنکه در فضای کری خوانی شدید و باسابقه ی سرخابی ها ، پیامدهای باخت یا حتی برد یکی از دو تیم پرهوادار پایتخت می تواند بسیار متاثرکننده باشد .

پس برای هوادارانی که دور از پایتخت در منزل ، در جمع خانواده، و یا حتی در خیابان و محل کارشان علم سرخ یا آبی برداشته اند عدم کنترل هیجانات می تواند دشوار و یا حتی در مواردی اینچنینی کشنده باشد.

آمار دقیقی وجود ندارد اما دستکم آرشیو اخبار سایت های داخلی اثبات می کند درصد اختلافات و شدت هیجانات در استان هاو شهرهایی که نماینده ای در لیگ برتر فوتبال ندارند به مراتب بالاتر و خطرناک تر است.

دستکم اگر یاسوج را با آیینه ی شهرداری اش ببینیم  شاید با اطمینان می توانیم بگوییم در روزهایی که غول کشی شهرداری زبانزد بود بخش زیادی از بار کری های سرخابی جایش را به اتحاد و برداشتن علم سرخ شهرداری یاسوج داده بود و در آن روزهای تکرار نشدنی بخش زیادی از علاقه مندان هم استانی فوتبالی قبل از آنکه نگاهشان به تهران باشد و شهراورد کم هماوردش ، توجه شان به تختی یاسوج بود و غول کشی شهرداری و از این رهگذر آن بخش خطرناک هیجانات فوتبالی یاسوجی ها بین تختی یاسوج و آزادی تهران تقسیم می شد.

مضافااینکه از توریسم ورزشی و هزاران فایده ی ریز و درشت هم می گذریم تا کلام به درازا نکشد.

اما حالا که کار از کار گذشته و یکی از جوانان خوب هم شهری مان جانش را بر سر هواداری اش گذاشته بهتر است گوش هایمان تیزتر شود و چشمان مان را بازتر کنیم و ببینیم چه برسر پایتخت طبیعتی آورده ایم که در هیچ رشته ای ودر هیچ لیگی حرفی برای گفتن ندارد.

چراغ اول را امام جمعه ی دوراندیشمان روشن کرد و تلنگر اصلی را ایشان به همه ی آنانی که می توانند نقشی بیافرینند زده اند امیدوارم این یادداشت کوتاه چراغ دوم باشد و چراغ های پرنورتر دیگر را اصحاب رسانه و کارشناسان و ورزشکاران روشن کنند بلکه دوباره سکوهای سردتختی جانی نو بگیرد و دیگر بار پل هوایی معبر عبوراز همه ی ناکامی ها و حسرت هایمان شود.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://n-kb.ir/x3MQo

دیدگاه خود را بیان کنید


نظرات 0

اخبار سراسری