بین الملل

دوست داشتن در سایه دانش و خرد

دوست داشتن در سایه دانش و خرد

زمام داران خیرخواه و نیک اندیش و دوستدار ملت خویش ،با مردم جامعه خویش پیوند و روابطی انسانی دارند و هر گز فقر و تنگنا و سختی را بر مردم خود نمی پسندند

ندای کهگیلویه و بویراحمد/محمودمنطقیان ؛ تجربه بشری نشان داده است که انسان برای زندگی نیازهای گونه گون و متفاوتی دارد که بدون آنها زیستن مشکل و دشوار می نماید.
نیازهایی مانند آب،خوراک،پوشاک،خانه،کار،درآمد،امنیت،دانش،تخصص،
بهداشت، تشکیل خانواده ،ماشین،
خواب، تفریح آرامش،شادی،
لذّتها و خوشی ها، روابط اجتماعی،فنون و آموزش ها و انواع نیازهای غریزی و زیستی دیگر،
لیکن با وجود داشتن همه این ها که مورد نیاز بشرند،باز نمی توان اطمینان داشت که انسان و جامعه خوبی داشته باشیم و بشر به نیکبختی و کمال و آرامش واقعی دست یابد.چرا؟
برای اینکه دیده می شود آدمهایی که از قدرت و ثروت و حتا دانش و تخصص بالایی برخوردارند،ستم می ورزند و برای افزون خواهی زندگی را بر دیگران سخت و تباه می کنند.بسیاری از جنگ افروزان و مردم آزاران جهان، از همه داشته های لازم برای زیستن بهره مند بوده و هستند،اما همین ها با وجود دانشها و داشته های فراوان، شَرّها و آزارهای فراوان به پا کرده اند و می کنند و زیانها آفریده اند و می آفرینند و چه بسیار زندگی ها را که اینها تباه و تیره نموده اند.

آدولف هیتلر و دیگر دیکتاتورهای جهان چه کم داشتند که این همه تباهی به بار آوردند.؟بسیاری از فرمانروایان و ثروتمندان جهان چه کم داشتندکه کشتارها و فسادها و استثمارها به وجودآوردند و این همه از دیگران بهره کشی کردند و دلها را آزردند؟
آن همه دکترها و مهندسانی که به گفته ویکتورفرانکل در اردوگاههای جنگ جهانی دوم زمینه شکنجه و ستم و آزارها را فراهم می کردند ، از دانش و فنون بی بهره نبودند،پس چرا دانش و تخصصی که داشتند، آنها را از ستم و آزار دیگران باز نداشت؟
وقتی خبر می رسد که برخی متخصصان چگونه کلیه های بچه ها و افراد ربوده شده را از بدن آنها جدا می کنند تا با آنها تجارت و سود جویی شود، تن آدم می لرزد. اینها از دانش و ثروت و رفاه و لذت و….چه کم داشته اند و چه کم دارند.؟
دانشمندانی که با دانش خود بمب اتمی و هیدروژنی و موشکهای ویرانگر وسلاحهای کشتار جمعی می سازند،در زندگی چه کم دارند.؟ اینها بیش از نیازشان ثروت و امکانات رفاهی در اختیار دارند ولی با وجود این، درجهت ویرانی زندگی دیگران گام بر می دارند.چرا ؟
باید گفت که در این بین آن دسته از قدرتمندان و ثروتمندان و متخصصان ویرانگر و زیان رسان که عکس انتظارانسانیت از آنها سر می زند،تنها یک چیز کم دارند و آن ” حس دوست داشتن ” و مهر ورزی به دیگران است.این گروه کسانی هستند که حس همدلی و همدردی و مهرورزی با دیگران را ندارند و نفع خود را بر هرچیزی برترمی شمارند.
انسانی که حس دوست داشتن و مهرورزی ندارد،احتمال بروز هرعمل ناخوشایند و خیانت و جنایتی از او می رود،هرچند که از دانش و تخصص و رفاه بهره مند باشد.
آن کس که دوست می دارد،حس همدلی و همدردی با دیگران هم دارد و شادی دیگران آنها را شاد و رنج و غم دیگران هم آنها را می آزارد.یعنی دوست داشتن و همدردی دو روی یک سکه هستند.
اگر کسی دیگری را دوست بدارد،با شادی او شاد می شود و با درد و آزار او دل نگران و غمین.
همه آنچه که گفته شد،مانند دانش،تخصص،ثروت،
خانه و زندگی نیاز حتمی انسان است،اما بدون حس دوست داشتن و مهر و عاطفه و همدردی،زندگی خوب و سعادتمندی را به وجود نمی آورند و جامعه انسانی را به آرامش و شادی و خوشدلی واقعی نمی رسانند.
انسان باداشتن همه چیز برای زندگی،اگر از صفت و حس دوست داشتن دیگران و روحیه عشق ورزیدن به زندگی و دیگر انسانها و جانداران بی بهره باشد،امیدی به نیک اندیشی و درستکاری و نیکوکاری او نیست.واین انسانِ بدون حس دوست داشتن و مهرورزی و دلسوزی است که اسباب ظلم و بی عدالتی و ویرانی و جنگ و خشونت را در جهان به وجود می آورد.جهان برای بهترزیستن و آرامش واقعی به انسانهای دوستدار نیکی و زیبایی و شادی و آبادانی و خدمت به دیگران نیاز دارد.انسانی که دلی مهربان و عاشق دارد و به زندگی و طبیعت و دیگر انسانها و جانداران مهر می ورزد و زندگی خوب و راحت را برای همگان می خواهد و از نیکی به دیگران خوشحال و شادمان می گردد و از رنج دیگران نگران و ناشاد است،هرگز به ظلم و بیداد و آزار دیگران دست نمی زند و به حقوق دیگران تجاوز نمی کند،چون دوست داشتن و مهرورزی بزرگترین و برجسته ترین خوی و صفت انسانی است که او را از ظلم و آزار دیگران باز می دارد.
آنهابیشتر به آزادی،دادگری و حقوق و آبادانی و آرامش و شادمانی دیگران می اندیشند واین است که با بودن چنین انسانهایی، زندگی راه آبادانی و آرامش و صلح و شادی را درپیش می گیرد و به بیراهه نمی رود.
آیا هرگز دیده اید که زن و مردی که بچه های خود را دوست می دارند، از روی عمد به فرزندان خود آزار و زیان برسانند.؟ چرا زیان نمی رسانند؟چون پای دوست داشتن در میان است و هیچ کس به محبوب خود آسیب نمی رساند.
آیا هرگز دیده اید که دوستی اسباب رنج و ظلم را برای دوست خود فراهم نماید؟ این غیرممکن است.بلکه دوستان درهنگام نیاز همواره به یاری دوستان خود می شتابند.
هیچ جانداری به محبوب خود زیان نمی رساند،حتا جانوران خشن و درنده وقتی پای دوست داشتن در میان باشد دست به خشونت و آزار نمی زنند.
بدین روی ثروت ،ماشین ، دانش و تخصص لازمه زندگی بشرهستند ولی بدون حس دوست داشتن و روحیه انسانی ممکن است اسباب و ابزار ظلم و آزار و تباهی بشر قرارهم گیرند و زندگی را بر دیگران تلخ و ناگوار نمایند.همان گونه که در جریان جنگ ها و خشونت های بشری،صحنه ها و پدیده های شوم و خانمان سوزی روی می نماید و به چشم می خورد که بس دل آزار و غم انگیز است.
این است که آنان که دوست می دارند و زندگی خوب و شاد را برای همگان می خواهند،در پی آزار و ستم بر دیگران نیستند و راهشان خیر و نیکی و صلح و امنیت و آرامش و شادی برای همه انسانهاست.
آیا هرگز انسانی را دیده اید که به آن کس و آن چیز که دوست می دارد زیان برساند.؟ این گونه رفتار ها از دوستداران نه تنها دیده نشده است؛بلکه انسانهایی که حس دوست داشتن دارند،می کوشندکه موانع را از سر راه دیگران بردارند و زمینه بهتر زیستن را برای آنها فراهم نمایند.
در اینجا مراد انسانهایی است که عشق و مهرشان گسترده و فراگیر است و با مهرورزی و عشق زندگی می کنند و عاشق خیر و نیکی فراگیر هستند و سعی دارند که چتر نیکی خویش را بر سر همگان بگسترانند.
جهان زمانی به آرامش و سلامت و صلح می رسد که زمام داران جوامع از میان خیرخواهان و دوستداران نیکی و آبادانی و صلح برگزیده شوند و بر سرکار آیند.
زمام داران خیرخواه و نیک اندیش و دوستدار ملت خویش،بامردم جامعه خویش پیوند و روابطی انسانی دارند و هر گز فقر و تنگنا و سختی را بر مردم خود نمی پسندند و تاب نمی آورند و هرگز دست به کاری نمی زنند و به راهی نمی روند که مردم از کار و راهشان آسیب بینند و به تنگنا و سختی افتند.
در سر زمینی که مردمش خواسته ها و نیازهای ویژه خود را دارند و مسئولانش راه و روش دیگری را درپیش می گیرند،بی گمان بین آنها پیوند مهر و دوستی نیست و همین امر سختی ها و تنگناها را برای مردم به وجود خواهد آورد.
برای نمونه وقتی می بینید که یک پلیس که باید خود حافظ امنیت و جان و مال مردم باشد،به افرادی آسیب می رساند،مهمترین کمبودش،حس مهرورزی و دوست داشتن دیگران است.هر ستمگر و مردم آزار و متجاوزی، از حس دوست داشتن و مهرورزی بی بهره است و بر عکس روحیه تجاوز و خشونت و دیگر آزاری دارد.
همه آدمهایی که به گونه ای به دیگران آسیب می رسانند و جان و مال و اندیشه و آبروی دیگران از دست آنها در امان نیست،کسانی هستند که از داشتن حس دوست داشتن و مهرورزی و درنتیجه مسئولیت پذیری انسانی بی بهره اند.
انسانی که از حس دوست داشتن بهره مند است،هرگز به جان و مال و حقوق دیگران تجاوز نمی کند و راه آزار دیگران را در پیش نمی گیرد؛ بلکه همواره می کوشد که راه بهتر زیستن دیگران را در پیش گیرد و به دیگران حس شادمانی ببخشد؛زیرا جایی که مهر و دوست داشتن هست،ظلم و آزار را راهی نیست.
و نکته مهم و اساسی اینکه باید پیش از آنکه انسانهای دانشمند و متخصص و صاحب فن تربیت کنیم،بکوشیم که انسانهای عاشق و مهربان و دوستدارخیر و نیکی و داد و آبادانی و شادمانی پرورش دهیم و مسئولیت های جامعه را به آنها بسپاریم تا در سایه مهر و داد آنها، جامعه انسانی شاد و آباد گردد.
واین حرکت لازم است که از خانواده ها و مدارس و دانشگاهها آغاز گردد و لازم است که مراکز علمی قبل از آموزشِ دانشها و تخصصها رسالت خود را تربیت انسانهایی بدانند که دوستدار خیر و نیکی و انسانیت باشند و در پی صلح و رفاه و شادی دیگران برآیند و زندگی خوب را برای همه انسانها و حتا دیگرجانداران، بخواهند و همدل و همدرد جامعه انسانی باشند.در خانواده ها و مراکز علمی باید به فرزندان جامعه آموخت که ” دوست داشتنِ” زندگی و دیگران برترین صفت انسانی است و ظلم و مردم آزاری بزرگترین گناه است و از هیچ کس و هیچ مقامی و به هیچ عنوان و بهانه ای پذیرفته نیست.
لیکن با وجود جایگاه بلند صفت “دوست داشتن” و مهرورزی
که زیبایی زندگی به آنها وابسته است،انسان به دو صفت برجسته و والای “دانایی” و “خرد”نیز بسیار نیازمند است؛چرا که بدون دانش و خرد،انسان راه راست و درست را گم می کند و چه بساکه سر از بیراهه ها به در آورد و به چاه ها افتد.
و باید دانست زمانی که دانایی و خرد و دوست داشتن در کنارهم قرارگیرند، جهانی نو می سازند وزندگی را با شکوه و زیبا و دوست داشتنی می کنند و بدینگونه بسیاری ازرنجها و آلام بشر که در اثر آز و نیاز و جهل و خودکامگی و تجاوز و بی مهری بشر روی می نماید،به پایان خواهد رسید…به امید آن روز.
محمودمنطقیان

یاداشت۹۹/۸/۹

لینک کوتاه : http://n-kb.ir/Yp34F

دیدگاه خود را بیان کنید


نظرات 0

اخبار سراسری